صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

24

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

سرچشمه‌ى سفاهتكارىشان اين مرض واگير و اين فتنه‌ى امروزه فراگير است كه افسونگرىهاى شيطان خيال را نهايت يافته‌هاى ارباب كمال مىپندارند و با همه‌ى تهيدستيشان در علم و عمل خود را به ارباب توحيد و اصحاب تفريد مانسته مىانگارند . ديگر منبع سفله‌گرى اينان ، نابينائى از ديدن حقيقت حال و روش خداپسندانه‌ى اهل الله است و در نيافتن اينكه صاحبان بينش‌نماى مردانگى از زيورآلات پرده‌گيان بازشناسند . و ديگر اينكه پيرو يكى از همنوعان خود گشته‌اند كه ولايت خداوند و قرب و منزلت داشتن نزد او را مدعى است و خود را از ابدال مقرب و اوتاد و اصل مىشمارد . اينان ازو سخنانى بىمعنى و شطحياتى آراسته شنيده و كرامات و مكاشفاتش پنداشته‌اند برين باور كه اخبارى الهى و اسرارى ربانى بگوششان مىخورد از اين‌رو فراگيرى علم و عرفان را واگذاشته و كسب و عمل بمقتضاى قرآن و حديث را رها نموده‌اند ، مشاعر و وسائل شناخت را كه خداوند بر آنان ارزانى داشته در راه هدايت به كار نگرفته‌اند ، و آنچه را پروردگارشان روزى فرموده در مسيرى جز آنچه بخاطر آن خلق شده است صرف مىكنند . و بر ژرف‌بينان آشكار است كه دارندگان عقول سليم و نفوس ساده را در ترك ظواهر اعمال و افعال بدنى سودى نيست و نتيجه‌ى وجودشان در پرداختن به پيشه‌هاى اجتماعى است كه از اين راه همنوعانشان را يارى توانند كرد و بدين سبب از عذاب الهى در روز رستاخيز خلاص شوند ، توان اينان بيش ازين نيست . حال چه بسا مىبينيم كه گروهى ازين نابينايان و همرديفانشان كه در عقل و استعداد همپاى اينان و يا كمى برترند به دامن ناقص‌تر از خودى در علم و عرفان و قاصرى در كردار و ايمان چنگ زده‌اند كه گواه نقصان علم و معرفت وى نادانى و گمراهى و فريبخوارى اوست و اشتباهات و نادرستىها كه ازو سر مىزند . و گواه قصورش در كردار ، شعله‌ور بودن آتش شهوتها در اوست و غرقه شدنش در درياى لذتها .